{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کر

‏گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو می‌جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده. شاید نخواهی هم. شاید هم بخواهی و ندانی. نتوانی که بدانی.

#محمود_دولت‌آبادی
دیدگاه ها (۰)

هیچ کس سرش آنقدر شلوغ نیستکه زمان از دستش در برود و شما را ا...

چند لحظه ساكت میمانم و بعد میگويم:خودت معناى زندگى‌ رو بهتر ...

دستانت بستری از پَرکه هنگام غلبه‌ی خستگیبرآن پلک می‌بندم.دست...

معشوق من بعد از تو جایت...هم چنان خالیست...خالیست جایت در دل...

گاهی آدم‌ها دنبال زیبایی نمی‌گردن، دنبال آرامشی می‌گردن که ا...

گاهی فکر می‌کنم آدم‌ها فقط با «کلمه» همدیگر را پیدا نمی‌کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط