{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عید من جای سماق و سمنو خنده ی تو

عید من جای سماق و سمنو خنده ی تو
سبزه ی سفره ی من روی فریبنده ی تو

آینه از چه قرار است که اینجا باشد
خیره بر چشم تو و محو تماشا باشد

خبر بی کسی موی تو را دم زده ام
گره بر آن مژه و صورت پر غم زده ام

تو خودت سرکه ی آن طعم جگر سوخته ای
که نگاهت همه ی سال به در دوخته ای

بوی نمناک بهار و گل فروردینی
که مسلمانی ام آتش زده بر هر دینی

تو خودت رقص هزاران شب دریا هستی
ماهی تنگ بلورم به چه تنها هستی؟

سیر تو، یک دل سیر از تو دلی را بردن
پای آشفته ترین خواب و خیالت مردن

تو بیا بر سر این سفره که دیوانه منم
بهترین عیدی تنهایی پروانه منم

آتش سرخی آن گونه ی تو لبنانی
سیب حوا به چه خواهی، تو خودت می دانی؟

تو بچین سفره ی آذین شده ی عید مرا
باز کن پنجره های شب تردید مرا

می شود لحظه ی تحویل کنارم باشی؟
مرهم بوته ی خشکیده ی خارم باشی؟

می شود لحظه ی تحویل بگیری فالم؟
یا محول بکند حالت خوش احوالم؟

وای بر من که تو آن لحظه چه زیبا بشوی
قوی زیبا که بمیرد تو فریبا بشوی؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

بهار آمده ، اما هوا هوای تو نیست !مرا ببخش ! اگر این غزل برا...

قرارمان باشد برای شب چهارشنبه ی آخر سالمن می ایستم کنار آتشو...

آمدم لایک کنم شعر تو را، ماچیدم مزه کرد این حرکت، زود لبم ور...

, همه می پرسند:شعرهایت چرا کوتاه است؟و نمی دانند ...که تو فق...

🌱🍒می توانی بروی قصه و رویا بشویراهی دورترین نقطه ی دنیا بشوی...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

کارکترها به عنوان برادر بزرگتر.(پارت ۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط