{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همخونهاخموم

#همخونه_اخموم🌱
#PaRt33
ا/ت

باهم رفته بودیم بام ی دکه کوچیک اونجا بود ویپ هم داشت
ا/ت:بریم ویپ بگیریم؟

جیمین:ویپ؟
ا/ت:اره ویپ بیا بریم.
جیمین:من نمیکشم اگ میخای برو..

باشه ای گفتم و ب سمت دکه رفتم ویپ گرفتمو پیش جیمین برگشتم

ا/ت:میخای اول تو بکش
جیمین:من ویپ نمیکشم
ا/ت:اوکی

هرچی کام میگرفتم دود نمیکرد
ا/ت:این چرا دود نمیکنه..پوففف
جیمین:شاید یجاییش مشکل داره

ا/ت:این مشکل از ویپه ویپ اصلی اونیه ک با کام دوم قشنگ دود کنه
جیمین:تو چطور بابات اجازه میده ویپ بکشی؟!

همونجور ک از ویپ کام میکرفتم گفتم
ا/ت:بابام نمیزاره ک منو آرمان هر وقت میرفتیم بیرون میکشیدیم..البته امیرم یکی داشت ک هروقت کسی نبود باهم میکشیدیم

جیمین:اهوم..ارمان کیه؟
ا/ت:پسرعموم
ویپ قشنگ داشت دود میکرد ی کام گرفتم و دود کردم تو صورت جیمین!

جیمین:نکن
ا/ت:بیا ی کام بگیر
جیمین:نوچ
ا/ت:یکی فقد یکی

جیمین:باشه بده
دادم دستش ی کام گرف
ا/ت:چطور بود؟تا حالا نکشیدی؟

جیمین:بد نبود..ن من نکشیدم
ا/ت:اگ میخای بازم بکش
سری تکون داد و شروع کرد ب کشیدن تقریبا شیش هف کام گرفت

جیمین:سرم گیج میره
ا/ت:بیا بده ب خودم برا اینکه بار اولته انقد عمیق کام گرفتی اینجوری شد

جیمین:هنوزم گیج میره یعنی ی کارایی میکنی جنگلی
ا/ت:بیاو خوبی کن

جیمین:ب بقیه ویپ دادن ک بکشن کار خوبیه؟
ا/ت:بروبابا
جیمین:پاشو بریم جنگلی ساعت ده شبه
دیدگاه ها (۴)

#همخونه_اخموم🌱#PaRt34هوسوکبعد اتفاقای چن روز به یکی سپرده بو...

#همخونه_اخموم🌱#PaRt35‌هوسوک نگاهی به ساعت انداختم دوساعت از ...

دویستایی شدنمون مبارکههه🎀🥳

سناریو

mafia lave. پارت پنجم

پارت ۱ا،ت ویوا،ت: چشم رئیس ببخشیدیونگی : دفعه ی بعدی بیشتر د...

mafia lave. پارت چهارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط