{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رنگ شب به موهایم زدم

رنگ شب به موهایم زدم
روز پاکش کرد
رنگ بهار به خودم زدم
پاییز آمد و پاکش کرد
شادی رنگ خودش را بر من زد
ناامیدی آمد و پاکش کرد
رنگ غرور را بالا کشیدم
که ترس آمد و پاکش کرد
تنها رنگی که وا نرفت
و پاک نشد
رنگ دوست داشتن بود..
دیدگاه ها (۲)

سلامتـــے چشماشــسلامتـــے بغــض تــو گلــــومسلامتــے دلــم...

هیچوقـت بـه خاطر دیگران عوض نشوچـون اگه یـه روزتوزندگیت نباش...

ﻃﺂﻗــــــﺘﺶ .. ﻃﺂﻕ ﺷـــﺪﻩ !ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ ... ،ﺩﻟـــﻢ .....

ازخیلے قبڸ ترعاشق تڪہ ڪلاﻡهایت هستم…وقتےڪہخودمﺭابہ گیجےمےزنم...

Part5بهتیننشسته بودم و نقشه خونه رو طراحی میکردم که کامران ی...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۴خندیدم و دستمو سمت موهاش بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط