{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر احساس کنم خداوند.... ...

اگر احساس کنم خداوند.... ...

پاداش نیکی هایم را و سزای مشقت هایی را که درراه
انسان بودنم بر قلب رنجور کشیده ام، را با
هم خوابی در آغوش حوریانش و
شراب خواهد داد ،
شبانه ....
از بهشت میروم و با هیزمی برافروخته
از آتش گناهان انسانها در جهنم باز میگردم
و بهشت را
میسوازنم ،
تا سزای نیکی هایم ،
هم خوابگی با حوریان نباشد ...
من طغیان میکنم .....اگر
سزاوار به پاداش خداوند باشم و خداوند
جز
خویش را به قلب مهجور از دوریش
ببخشد .....
من بر خدا فرمانی نمیدهم،
اما ......
خداوند مهروخورشید
، بی شک میداند
هوس بازی در میان آغوش حوریان
پاسخ خوبی برای انسان بودن
نیست.... من پاداش نیکی هایم را
در زمین ....از
لبخند آنان که شادمانشان کرده ام گرفته ام
و شراب بهشتت جرعه ای
مستم نمیکند ،
چرا که
دیدن رنج و فقر انسانها
در زمین
از هر شرابی تلخ تر
و گیرا تر بود ........
دیدگاه ها (۷)

من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم، راهم به قبر و سنگِ گرانیت...

زیادی خوب بودن خوب نیست زیادی که خوب باشی دیده نمیشویمیشوی م...

ﺩﺭ ﺑﻄﻦ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺷﻬﺮﻡ ﭼﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﺩﻳﺪ؟ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﺩﻳﺪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﻋﻤﻖ ﻣﻌ...

صدای گریه ها خاموشتمومِ خنده ها تلخنخیابون تو قرنطینسهمه از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط