گفتم به موج مطلعی از حسن یار خویش

گفتم به موج مطلعی از حسن یار خویش
برخاست سر به صخره زد آرام شد نشست

رسول احدی

3موج #حسن #یار #صخره #آرام #رسول_احدی
دیدگاه ها (۱)

ره ندارد جلوه ی آزادگی در کوی عشقسرو اگر کارند آنجا، بید مجن...

هنر جانمایه ی هر شعر ناب استگمان دارم که ناب از "نه" و "آب" ...

با زهر وضو گرفت آن تیغ، آنگاهبر فرق علی نشست و قرآن وا کردحم...

با اشک برای آخرین بار بایستدر حسرت برگشتن و دیدار بایستاز صن...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۴۹۳ دستش رو روی نیم رخم گذاشت ...

fallible love(عشق خطا پذیر)چند پارتی

بی حسپارت سومویو نویسندهجنا بعد از پوشیدن لباس آروم لب زد.جن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط