{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭

دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭
🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁
* فلش بک به اتاق وقتی که بل تسخیر شد *
آرام میتونست از دو تا روش استفاده کنه تا جن از بدن بل خارج بشه .
اولی ، نمک ؛ جن ها از نمک متنفرن و با حس کردن نمک از طعمه ای که شکار کردن میان بیرون.
دوم ، خفه کردن ؛ آرام میتونست بل رو خفه کنه و به قفسه سینه اش مشت بزنه ولی فهمید این کار باعث میشه ، بل کشته بشه.
و آرام هم روش اولی رو انتخاب کرد ولی بل فکر کرد آرام روانیه.
* پایان فلش بک *
سانزو وقتی فهمید آرام فقط میخواسته بل رو نجات بده ی لبخند محو زد و گفت : الان همه چیز تقصیر توعه یا اون؟
آرام سرد و جدی و بدجور عصبی : تقصیر اونه چون ؛ اون ی عروسک جن زده رو برداشت و بهش گفتم خطرناکه ولی گوش نداد و این بلا سرش اومد .
سانزو از جاش بلند شد و گفت : پس الان معلوم شد که....همه چیز تقصیر بل بوده...و تو فقط میخواستی نجاتش بدی !
آرام سرش رو به نشانه مثبت تکون داد ، سانزو به تخت کناریش اشاره کرد و گفت : میتونی روی اون تخت بخوابی....
آرام رفت رو تخت نشست ولی در کمال تعجب دست و پای ارام میلرزید ، سانزو این رو فهمید ولی فکر کرد شاید عادته ولی دید که آرام حتی نمیشینه.
ذهن آرام :
×£@*@£@@*@×،؛×؛×،××،×*@﷼#﷼#﷼@&×&×،×*×*×£×£@£@£€&÷&×&÷€×﷼×﷼×﷼×£÷_×£×﷼*@؛#:#،؟@*××&×﷼×)×)×﷼×﷼(( ارام وقتی استرس بگیره یا ناراحت بشه ذهنش درگیر میشه))
سانزو دستش رو گذاشت رو شونه ارام ولی ، آرام حتی واکنش نشون نداد و یهو رو تخت نشست و رنگش پریده بود ، سانزو رو به روی آرام زانو زد .
سانزو : هی؟؟ خوبی؟ چت شده؟
آرام یهو به خودش اومد : هیچی!
سانزو سرش رو گذاشت رو پای آرامو گفت : ی چیزیت شده....تو...ترسیدی...درسته؟
آرام سرش رو پایین برد و گفت : اره...اره...میترسم
سانزو : از چی میترسید ارا_
* سانزو سرش رو بلند کرد *
و خیلی عجیب بود آرام که هیچوقت گریه نمیکرد الان چشمش از شدت بغض قرمز شده ، سانزو کنار آرام نشست.
سانزو : هی؟! اراام؟! چ..چیشده؟! چرا گریه؟
آرام دستش مثل سگ میلرزید و اصن لال شده بود ، سانزو نمیدونست چیکار کنه ولی یهو آرام رو بغل کرد ، آرام برای چند ثانیه شوکه شد .
ارام با بغض : سانزو؟....چیکار میکنی؟!
سانزو هیچی نگفت و سر آرام رو ناز کرد ، آرام خیلی ساکت شد ولی یهو بغضش ترکید و آروم گریش گرفت .
سانزو برعکس اون روحیه شیطون گفت : آروم باش...تو فقط ناراحتی...این ی چیز عادیه...نگران نباش....
آرام یهو ناخودآگاه سانزو محکم بغل کرد ، و سانزو خیلی لبو شد و باورش نمیشد آرام بغلش کنه .
آرام با گریه : من...هق...سرد و بی احساس نیستم...هق هق....فقط...نمیتونم درست بخندم....هق...من....خیلی احساسی و شاد بودم ولی....هق...هق...نمیدونم چرا....تبدیل شدم به...ی...ی...هق....بی احساس .
سانزو سر آرام رو ناز کرد و گفت : نترس...عادیه....تو...انسانی...حق داری که الان سر این موضوع گریه کنی .
آرام اروم : سانزو...
سانزو سرش رو کج کرد : هوم؟
آرام : مرسی که...درک میکنی...تو...از بقیه بهتری...ترسناک نیستی...مهربونی ☆
سانزو شوکه شد و سر خودش رو گذاشت رو سر آرام و لبخند محو زد .
👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴
دیدگاه ها (۴)

جونننننننننن~♡☆♡☆♡☆♡جکس حتی اگه انسان هم بشه خیلی کراش میشهه...

کیوت ترین عکس وجود ندا_من سر این عکس داشتم پتو رو گاز میگرفت...

💗❤💙💚💛💜💙

دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁صدای ک...

دورهمی تاریک / dark gathering 🎴🎭👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴👁🎴بل با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط