{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقم به تو پارت ۱۸

عشقم به تو پارت ۱۸
ویو مدرسه
زنگ تفریح
“دامیان اونجا و کارلان اونجا ایستادن
بکی : آنیا برنامت برا تابستون چیه
آنیا: هیچ ایده ای ندارم
بکی : اگر اینجوری میای با بچه ها بریم جشنواره تابستونی
آنیا: اممممم باشه
بکی: خب یک هفته دیگه میشه دامیان و کارلان شما هم میاینننن؟؟؟؟؟
دامیان: اگر آنیا بیاد منم میام
کارلان: اره ،حتما
آنیا به آلما گفت دامیان به دمیتروس گفت کارلان هم به کارینلانس گفت
و همه قبول کردن
یک هفته بعد روز جشنواره
همه یه جا جمع شده بودن و منتظر آنیا بودن
آنیا:هه هه ببخشید دیر کردم
همه: دیگه چیکارت کنیم
و رفتن داخل
آنیا: دامیانننننننن اونجا عروسک بادوم زمینی داره ولی من نشونه گیریم خوب نییییی
دامیان: بذار برم امتحان کنم
دامیان: ییییسسسسس خورد بهش
آنیا: هورااااااااااا
دمیت: آلما میشه انقدر اینور اونور نری بخدا دارم گیج میشم
آلما: ولم کننننننننننننننننننننن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بذار از کیکام لذت ببرم
دمیت : این هم باز کیک دید از خود بیخود شد
نیلانا: هنوز به این رفتاراش عادت نکردی
دمیت: نه و هیچ وقتم نمی تونم عادت کنم
کارینلانس: دوتا کبوتر عاشق………
آلما و دمیت: خفه شووووووووووووووووو
کارینلانس: ببین اینجوری برمیگرده به همون آلما
بکی: کارلان اونجا دوریاکی داره بریم بخوریم
کارلان: چرا که نه
هر کی یه طرف بود داشت با همون شیپ مورد نظر میگشت
تا این که ساعت ۱۰ شد
نیلانا : بچه ها مراسم آتیش بازی الان شروع میشه بریم نگاه کنیم
همه : باشههه
رفتن اونجایی که می‌شد آتیش بازی رو به بهترین نحو دید
آنیا و دامیان پیش هم ایستاده بودن
آنیا چشماش داشت مثل ستاره میدرخشید
دامیان با دیدن قیافه آنیا یکم گونه هاش گل انداخت و دست شو گذاشت رو صورت آنیا و صورتش رو آورد جلو
آنیا فهمید می خواد چیکار کنه و اونم همراهی کرد و همو بوسیدن
[کلا تا الان دوبار بیشتر از بوسیدن استفاده نکردم ولی همین دوبارم منظورم لب گرفتن بود]
صحنه لب گرفت این دوتا با صحنه آتیش بازی پشت سر شون یه صحنه خیلی زیبا و درخشان بود
فشفشه هایی که داشتن تو آسمون می درخشیدن و سایه مشکی آنیا و دامیان یک صحنه خیلی زیبا
-:کات
-: خب دوستان خسته نباشید پایان پروژه خانواده جاسوس (عشقم به تو )رو اعلام می‌کنم
-(در واقع این داستان تناسخ من بود زندگی قبلی که داشتم با تمام خانوادم رو دوباره باز سازی کردم)
“تناسخ آلما تصمیم میگره که زندگی قبلی که داشته رو به صورت یک فیلم با بازیگر هایی که تناسخ همون خانواده و دوستا هستن درست کنه
فیلم خانواده و جاسوس ( عشقم به تو ) به عنوان بهترین فیلم شناخته شد
اینم پایان نسبتا خوش ، راضی بودین از این سناریو؟؟؟
دیدگاه ها (۰)

سناریو هاش خداست🛐🛐۴ 2013-2024@ wisgoon.com/2013-2024/

خب همون طور که گفتم اگر ۲۰۰تایی بشیم اسممو میگم و خیلی مبارک...

مغز نیواد👍🏻🗿Nima tekido

عشقم به تو پارت ۴سمت آلما و گروهشنیلانا: پس کی میرسیمآلما: ن...

عشقم به تو پارت ۲سمت آلما و گروهشبعد از مرتب کردن وسیله هانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط