{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش دیگر نبینم ،

گفتمش دیگر نبینم ،
باز دیدم

در دو چشم دلفریبش
ناز دیدم

دلبری میکرد هر دم
با نگاهی

در نگاهش عاشقی
طناز دیدم
دیدگاه ها (۱)

درماندگی یعنی تو اینجاییمن هم همین جایمولی دورمتو انتخاب زند...

یه وقتایی لازمهاین گوشیه لعنتی رو خاموش کنی، تکیه بدی به دیو...

آن هایی که عمیقا عشق می ورزندهیچ گاه پیر نمی شوندممکن است بر...

نگاهم که سمت چشم هایت می‌رود،هیچ حادثه‌ای نمی‌تواند حواسم را...

P2صبح روز بعد، طناز با صدای چند ماشین از خواب پرید.از پنجره ...

P15چند دقیقه بعد، درهای عظیم عمارت باز شد.سه خودروی مشکی جلو...

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط