{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

#درخواستی
#تکپارتی
وقتی........
یبار گفتم بازم میگم این عکس کیوت رو گذاشتم که بگم هیچوقت گول پسرای کیوت رو نخورین! مخصوصا اگه اون پسر یکی از آیدل ها یا سلبریتی های کره بود(حالا خودم که در عوض یه شکلات با گانگسترشون میرم چه برسه به آیدل و سلبریتیشون😔😂)
امروز هم یروز از بیکاری های هان بود و طبق معمول درحال دیدن فیلم جلوی تلویزیون و بعضی اوقات هم درحال گیم زدن بود و ا/ت هم با بی حوصلگی نشسته بود روی کاناپه ی سمت چپ هان و سرش توی گوشی بود...
ا/ت بلاخره گوشیو کنار گذاشت و نگاهشو داد به هان
×عزیزم چشات سالمن؟
هان همینجور که نگاهش به تلوزیون بود جواب داد
_اوهوم، چطور؟
ا/ت صداشو برد بالا و کوسن کاناپه رو پرت کرد طرف هان که خورد تو صورتش
×خب بلند شو یه غلطی کن مرتیکههه
_ع...عزیزم از کی تاحالا انقد وحشی شدی؟
ا/ت رفت طرف هان و کنارش نشست و بازوش رو گرفت و لحنش رو نرم تر کرد
×هااان عزیزم بریم یکاری کنیم من حوصله ام خیلی سر رفته هوم؟نظرت چیه؟
_اما من الان دارم فیلم میبینم
×عزیزم لطفاااا
_ ا/ت بزار برای بعد
×هوفف باشه
ا/ت از سر جاش بلند شد بره تو اتاق که ببینه چیکار میتونه بکنه و در همین حین هان ازش خواست براش قرص بیاره چون سردرد بود
و ا/ت هم چون یکم ازش دلخور بود ظرف قرصی رو با یه لیوان آب گذاشت روی میز جلوش و رفت تو اتاق و از اونجایی که هان هیچ اطلاعی درباره ی اسم قرص ها و خواصشون نداشت اشتباهی قرص تحریک کننده خورد
ا/ت روی تخت دراز کشیده بود و داشت زیر لب غرغر میکرد که حدود پنج دقیقه بعد در اتاق که نیمه باز بود کامل باز شد
×اوه عجبی آقا تصمیم گرفت از سرجاش پاشه و یه تکونی به خودش بده
_گفتی یکاری کنیم و الان اومدم که انجامش بدیم
×چه کاریو میخوای انجام بدیم؟ من هنوز چیزی نگفتم
_ولی من میدونم چه کاری و الان باید انجامش بدیم
×هوم؟ منظورت چیه؟
هان سمت ا/ت قدم برداشت و بعد از خیمه زدن روش دستاشو بالای سرش قفل کرد و......
(ببخشید کوتاه بود همین به ذهنم میرسید)
دیدگاه ها (۸)

#درخواستی#دوپارتیوقتی........ The Last Partا/ت دست به سینه ش...

#درخواستی#دو_پارتیوقتی..... Part 1اتاق تمرین ساکت شده بود اف...

#درخواستی #دو_پارتیوقتی دلش برات تنگ شده بود...... The Last ...

#درخواستی #تکپارتیوقتی قهرین و روی کاناپه میخوای بخوابی........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط