ویو تهیونگ
ویو تهیونگ
خیلی دختر معصوم و مظلومی بود و میدونستم افسردگی داره اما بخاطر همین دلیل اذیتش میکنم ناله های لیسا تو خواب شروع شد و عرق کرد پدرم اومد اتاقش
=دختر قشنگم خوبه؟عام تهیونگ لیسا چیکار کرده بردیش تو خواب سیاه؟
-حتما یه غلطی کرده که تنبیه شده
=اکیع ولی حواستون بهش باشه تو این مدت که تو خوابه عرق هاشو پاک کنید و نزارید عرق کنه
√چشم.
دختر معصوم من الان داره اذیت میشه اما باید یاد بگیره قوانین این عمارت شوخی نیست.
دو ساعت بعد
ویو آت
دلم برا لیسا سوخت. یه دختر تا چه حد میتونه مطیع خانوادش باشه؟رفتم دم در اتاق مامانم و در زدم
•بیا تو
رفتم تو و دیدم چندتا خدمتکار دارم روتینش میکنن
•میشه مارو تنها بزارید
®© چشم
رفتن
+مامان لیسا...لیسا خیلی گناه داره
•عزیزم اون فقط برای سلامتیشه
+آخه...آخه نمیتونم بزارم تهیونگ و جونگکوک آنقدر بهش زور بگن
که صدای گریه اومد
•فک کنم...لیساست چون کنار اتاقش کنار اتاق منه
+چرا داره گریه میکنههه
•نمیدونم
+باید برم...
•دخترم...منو جونگکوک هفته دیگه عروسیمونه
+خب به من چه وایییی
خیلی دختر معصوم و مظلومی بود و میدونستم افسردگی داره اما بخاطر همین دلیل اذیتش میکنم ناله های لیسا تو خواب شروع شد و عرق کرد پدرم اومد اتاقش
=دختر قشنگم خوبه؟عام تهیونگ لیسا چیکار کرده بردیش تو خواب سیاه؟
-حتما یه غلطی کرده که تنبیه شده
=اکیع ولی حواستون بهش باشه تو این مدت که تو خوابه عرق هاشو پاک کنید و نزارید عرق کنه
√چشم.
دختر معصوم من الان داره اذیت میشه اما باید یاد بگیره قوانین این عمارت شوخی نیست.
دو ساعت بعد
ویو آت
دلم برا لیسا سوخت. یه دختر تا چه حد میتونه مطیع خانوادش باشه؟رفتم دم در اتاق مامانم و در زدم
•بیا تو
رفتم تو و دیدم چندتا خدمتکار دارم روتینش میکنن
•میشه مارو تنها بزارید
®© چشم
رفتن
+مامان لیسا...لیسا خیلی گناه داره
•عزیزم اون فقط برای سلامتیشه
+آخه...آخه نمیتونم بزارم تهیونگ و جونگکوک آنقدر بهش زور بگن
که صدای گریه اومد
•فک کنم...لیساست چون کنار اتاقش کنار اتاق منه
+چرا داره گریه میکنههه
•نمیدونم
+باید برم...
•دخترم...منو جونگکوک هفته دیگه عروسیمونه
+خب به من چه وایییی
- ۱۵۸
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط