{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر مرا ترک کنی من زغمت می سوزم

گر مرا ترک کنی من زغمت می سوزم
آسمان را به زمین جان خودت می دوزم

گرمراترک کنی ترک نفس خواهم کرد
بی وجود تو بدان خانه قفس خواهم کرد

بی تو یک لحظه رمق دردل ودرجانم نیست
بیقرارم نکنی طاقت هجرانم نیست

بی تو با قافله ی غصه و غمها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم

شده ام مرثیه خوان دل سودا زده ام
از بد حادثه دلبسته و شیدا شده ام

این دل پر ز ترک اینهمه غم لایق نیست
دل چون سنگ تو را جز دل من عاشق نیست...
دیدگاه ها (۴)

آنقدر براے دیدنتعجلہ ڪردم ڪہ هنوز،"دلم"بند ڪفش هایش را نبستہ...

اگرخیال دارے دوستم بدارےهم اینڪ دوستم بداراڪنون ڪ زندہ ام ! ...

خودم را در تــــو میبـینـم تمـــام آرزویــم باشنماز عشق که م...

چه‌میخواهی‌توازجانم که‌جزعشقت نمیدانمچنانم‌کرده‌ای‌عاشق که ب...

گر مرا ترک کنی من ز غمت می سوزم ،آسمان را به زمينجان خودت می...

🌑 part ¹⁰ – بیداری در دل تاریکی🧠 "طلسم حافظه‌های ناتمام" آتا...

نکته : خواندن این سناریوی بدون لایک و کامنت حرام است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط