چهمیخواهیتوازجانم کهجزعشقت نمیدانم
چهمیخواهیتوازجانم کهجزعشقت نمیدانم
چنانمکردهایعاشق که بیعشق تو ویرانم
میانسجدهامهرشبفقط یکذکر میخوانم
تویی روحم تویی جانم تویی پیدا و پنهانم
تویی سرچشمه امید ویأس ودرد و درمانم
نمی بینی تو دردم را ، ز غم گویی به زندانم
نگر بر قلب بیمارم ببین این جسم بی جانم
برای دیدن رویت ز هر خوابی گریزانم
گذر کن یک دمی برمن ببین چشمان گریانم
بیاسویمچومیدانی توییسوی دو چشمانت
چنانمکردهایعاشق که بیعشق تو ویرانم
میانسجدهامهرشبفقط یکذکر میخوانم
تویی روحم تویی جانم تویی پیدا و پنهانم
تویی سرچشمه امید ویأس ودرد و درمانم
نمی بینی تو دردم را ، ز غم گویی به زندانم
نگر بر قلب بیمارم ببین این جسم بی جانم
برای دیدن رویت ز هر خوابی گریزانم
گذر کن یک دمی برمن ببین چشمان گریانم
بیاسویمچومیدانی توییسوی دو چشمانت
- ۵۸۶
- ۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط