عشق در گذرگاه سئول Love in the passage of Seoul
عشق در گذرگاه سئول (Love in the passage of Seoul )
Part 5
•اووم میخوای اول دوش بگیری یا اینکه اول غذا میخوری؟
+میخوام اول دوش بگیرم با اجازتون خانوم
•(خندیدن) بله قربان پس من میرم غذا سفارش بدم
+اووم
•چی دوست داری؟
+برا من فرقی نمیکنه عزیزم
•باشه پس پیتزا سفارش میدم
+ممنون
•خواهش
هی جین از اتاق رفت بیرون منم حولمو برداشتم و رفتم یه دوش چند مینی گرفتم و اومدم
موهامو خشک کردم لباسم رو پوشیدم و یه تینت لب زدم و رفتم پایین پیش هی جین دیدم نیست
از پنجره نگاه انداختم دیدم رفته تا سفارشا رو بگیره
بعد از گرفتنشون اومد داخل
ویو هی جین:
کیونگ توی حموم بود ک زنگ در به صدا در اومد پیک بود پیتزاهارو آورده بود پس رفتم دم در و سفارشا رو گرفتم داشتم میومدم ک دیدم کیونگ با یه لباس کیوت و خوشگل پشت پنجره نگام میکنه
رفتم داخل
•به خانوم خوشگله ندزدنت
+نگران خودت باش ندزدنت(الان وقتی جیمین دزدیدت بعد بگو 😂)
(خندیدن)
خلاصه غذاهامونو خوردیم و من رفتم یه لباس راحتی پوشیدم و خوابیدم
فلش بک به فردا صبح:
ویو یون کیونگ:
از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون رفتم و صبحانه درست کردم
(صبحانه:اینجا یون کیونگ نیمروی عسلی با بیکن و آب پرتقال درست کرده بود همراه نون تست)
خواستم برم هی جین رو بیدار کنم یادم افتاد راه زیادی رو رانندگی کرده برا همین بیدارش نکردم و خودم صبحانمو خوردم و ظرفامو شستم برا هی جین رو هم گذاشتم رو میز بمونه رفتم بالا یه لباس بیرونی پوشیدم کیفم رو برداشتم یه رژ خیلی ملایم زدم و رفتم پایین
کفشام رو پوشیدم و از خونه زدم بیرون
فلش بک ساعت ۱۲:۱٠ ویو هی جین:
از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی و کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون لباس خوابم رو عوض کردم رفتم پایین دیدم صبحانه رو میزه
اما چرا یکی؟
رفتم اتاق کیونگ دیدم کسی اونجا نبود
تلفنم رو برداشتم و بهش زنگ زدم
(بووووق بوووق)(دیگه ببخشید صدا دیگه ای نداشتم😂)
+الو؟
•سلام کیونگ
+عااا سلام هی جین بلاخره از خواب بیدار شدی؟
•اره کجا رفتی اول صبی(خواهرم نگا ساعت کن😐😂)
+ببخشیدا الان تازه ظهر شده کجا اول صبحه😂
•عاااا الان دیدم
+اومدم املاک
•برا چی؟
+اومدم یه خونه جمع و جور و کوچیک پیدا کنم
•یاا مگه خونه من مشکلی داره؟
+نه خیلی هم خوبه
Part 5
•اووم میخوای اول دوش بگیری یا اینکه اول غذا میخوری؟
+میخوام اول دوش بگیرم با اجازتون خانوم
•(خندیدن) بله قربان پس من میرم غذا سفارش بدم
+اووم
•چی دوست داری؟
+برا من فرقی نمیکنه عزیزم
•باشه پس پیتزا سفارش میدم
+ممنون
•خواهش
هی جین از اتاق رفت بیرون منم حولمو برداشتم و رفتم یه دوش چند مینی گرفتم و اومدم
موهامو خشک کردم لباسم رو پوشیدم و یه تینت لب زدم و رفتم پایین پیش هی جین دیدم نیست
از پنجره نگاه انداختم دیدم رفته تا سفارشا رو بگیره
بعد از گرفتنشون اومد داخل
ویو هی جین:
کیونگ توی حموم بود ک زنگ در به صدا در اومد پیک بود پیتزاهارو آورده بود پس رفتم دم در و سفارشا رو گرفتم داشتم میومدم ک دیدم کیونگ با یه لباس کیوت و خوشگل پشت پنجره نگام میکنه
رفتم داخل
•به خانوم خوشگله ندزدنت
+نگران خودت باش ندزدنت(الان وقتی جیمین دزدیدت بعد بگو 😂)
(خندیدن)
خلاصه غذاهامونو خوردیم و من رفتم یه لباس راحتی پوشیدم و خوابیدم
فلش بک به فردا صبح:
ویو یون کیونگ:
از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون رفتم و صبحانه درست کردم
(صبحانه:اینجا یون کیونگ نیمروی عسلی با بیکن و آب پرتقال درست کرده بود همراه نون تست)
خواستم برم هی جین رو بیدار کنم یادم افتاد راه زیادی رو رانندگی کرده برا همین بیدارش نکردم و خودم صبحانمو خوردم و ظرفامو شستم برا هی جین رو هم گذاشتم رو میز بمونه رفتم بالا یه لباس بیرونی پوشیدم کیفم رو برداشتم یه رژ خیلی ملایم زدم و رفتم پایین
کفشام رو پوشیدم و از خونه زدم بیرون
فلش بک ساعت ۱۲:۱٠ ویو هی جین:
از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی و کارای لازم و انجام دادم و اومدم بیرون لباس خوابم رو عوض کردم رفتم پایین دیدم صبحانه رو میزه
اما چرا یکی؟
رفتم اتاق کیونگ دیدم کسی اونجا نبود
تلفنم رو برداشتم و بهش زنگ زدم
(بووووق بوووق)(دیگه ببخشید صدا دیگه ای نداشتم😂)
+الو؟
•سلام کیونگ
+عااا سلام هی جین بلاخره از خواب بیدار شدی؟
•اره کجا رفتی اول صبی(خواهرم نگا ساعت کن😐😂)
+ببخشیدا الان تازه ظهر شده کجا اول صبحه😂
•عاااا الان دیدم
+اومدم املاک
•برا چی؟
+اومدم یه خونه جمع و جور و کوچیک پیدا کنم
•یاا مگه خونه من مشکلی داره؟
+نه خیلی هم خوبه
- ۵.۰k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط