{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هفت دریا را برایت غرق خون آورده ام

هفت دریا را برایت غرق خون آورده ام

آسمان را پیش پایت سرنگون آورده ام




نام زیبایت زبانم را چنان در بند خواست
کز زبونی واژه ها را واژگون آورده ام




گفته بودی دل بیاور تا تو را باور کنم
گفته بودی دل ، ولی دریای خون آورده ام




هرچه می بینی همینم ، بیش از این از من مخواه
صورت بیرونی ام را از درون آورده ام




در میان شعر من دنبال غم هایت مگرد
من غم خود را از اعماق قرون آورده ام




تحفه ای در کوله بارم نیست ، بگشا و ببین
سالها صحرا نشین بودم ، جنون آورده ام !
دیدگاه ها (۵)

این اشعار برای سحر نازنین،خدا رحمت کنه همه پدران و مادران عز...

از خوشی های روزگار، همین بس که آدمیزاد به همه چیز عادت می کن...

گاه در گُل می پسندد،گاه در گِل میکشدهرچه آدم می کشد، از خامی...

بیـــا شهــریــــور پیـراهنت ییلاق لک لک هاصدای جاری گنجشک د...

❤ هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون...

هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون آ...

هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون آ...

هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون آ...

هفت دریا را برایت غرق خون آورده امآسمان را پیش پایت سرنگون آ...

هفت دریا را برایت غرق خون آورده ام آسمان را پیش پایت سرنگون ...

گفته بودی دل بیاور تا تو را باور کنمگفته بودی دل،ولی دریای خ...

گفته بودی دل بیاور تا تو را باور کنمگفته بودی دل،ولی دریای خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط