غم پشت لبخند
غم پشت لبخند:
پارت ۷
ویو چان: وقتی ا.ت اون حرفو زد تو فکر رفتم که چی میخواد بهم بگه ولی حالا بعد شام میفهمم
ویو بعد شام:
هیونجین: کاری داشتی ا.ت؟؟
ا.ت:اره بیاین تو اتاق.
ویو هیونجین: ا.ت هیچوقت با من درد و دل نمیکنه واسه همین تعجب کردم که چیکار داره.
ویو تو اتاق:
چان: بله؟؟
ا.ت خب راستش...
هیونجین: راستش چی؟؟
ا.ت: من از هان خوشم میاد..
ویو هیونجین: وقتی ا.ت اون حرف رو زد از درون شکستم....
ادامش پارت بعد فداتون بشم من 🤍
#mahoor
پارت ۷
ویو چان: وقتی ا.ت اون حرفو زد تو فکر رفتم که چی میخواد بهم بگه ولی حالا بعد شام میفهمم
ویو بعد شام:
هیونجین: کاری داشتی ا.ت؟؟
ا.ت:اره بیاین تو اتاق.
ویو هیونجین: ا.ت هیچوقت با من درد و دل نمیکنه واسه همین تعجب کردم که چیکار داره.
ویو تو اتاق:
چان: بله؟؟
ا.ت خب راستش...
هیونجین: راستش چی؟؟
ا.ت: من از هان خوشم میاد..
ویو هیونجین: وقتی ا.ت اون حرف رو زد از درون شکستم....
ادامش پارت بعد فداتون بشم من 🤍
#mahoor
- ۱۸۱
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط