{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باور کَس نشود قصه ی بیماری دل

باور کَس نشود قصه ی بیماری دل
تا گرفتار نگردد به گرفتاری دل

من و دل زار چنانیم که شب ها نکنند
مردم از زاری من خواب و من از زاری دل

دل من روز نیاساید از این چشم پر آب
چشم من شب نکند خواب ز بیماری دل

دل گرانم ز غم دهر بیاور ساقی
قدحی چند ز می بهر سبکباری دل

بسکه از زلف تو دلهای پریشان جمعست
شانه را راه درو نیست ز بسیاری دل

چون نگهدارم ازآن رشک پری دل که رفیق
پیش او حد بشر نیست نگهداری دل
دیدگاه ها (۱۱)

کلبه ای می سازمپشت تنهایی شبزیر این سقف سیاهکه به زیبایی دل ...

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری نه به انتظار یاری...

لابه لای برگه های شعر من ، یه گل خشک شده از تو یادگاراین نشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط