باید بدهی لذت یک شور دوباره

باید بدهی لذت یک شور دوباره
یک بوسه ی تر از لب انگور دوباره

تا اوج شرابم ببری درشب دیدار
با حالت چشمان تو مخمور دوباره

هی در بغلم گیری و با یک تن تبدار
در وقت سحر لذت و منظور دوباره

من طالب آن شیوه بوسیدنت هستم
آن غنچه دهان کردن مغرور دوباره

آرام نوازش بکنم خرمن گیسو
تو امر به تکرار و به مجبور دوباره

دریای سخاوت شده اندام تو بانو
صیاد شدم پهن کنم تور دوباره

مرگ خودم و جان شما راه ندارد
باید که ببوسم شده با زور دوباره...
دیدگاه ها (۱)

#جان دل می شود این روزها کمی بیشتر #مال —من باشی#جان دل می ش...

آمدی جانم به قربانت صفا آورده ایدرد بی درمان قلبم را دوا آور...

ای  سراپا ناز پیشم ﺑﺲ ﮐﻪ جولان میکنی,هر زمان ﺍﻭﺿﺎﻉ قلبم را ...

‌ بانو میان گیسوانت موج دریاستگویا زموج گیسوانت عشق برپاستلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط