عاشقی در مسابقه زیر زمینیp
°عاشقی در مسابقه زیر زمینی°p7
🗣️
چشمامو آروم باز کردم.به ساعت نگاه کردم،ساعت ۱۰ بود.+خیلی خسته بودم مثل اینکه....میخواستم از اتاق برم بیرون که صدای صحبت شنیدم.یاد دیشب افتادم که قراره دوستش با زنش از آمریکا بیان.+بهتره الان نرم....به سمت حموم رفتم که دوش بگیرم +لباس ندارم.رفتم تو کمد جونگ کوک یه لباس در آوردم +این خوبه به نظرم........از حموم بیرون اومدم که دیدم جونگ کوک رو صندلی لم داده. _لباس زیادی برات بزرگ نیست؟ +قبلیا رو نمیتونستم بپوشم،خاکی بود _چرا شلوار بر نداشتی؟لباس تا زانوعه،کوتاهه،برو یکی دیگه بپوش +به نظرم همین خوبه. از زبون ا/ت:میخواست بیاد طرفم که دوستش در اتاق و باز کرد. _لوکاس به تو یاد ندادن میای داخل در بزنی؟(جدی) &جونگ کوک این پرنسس رو معرفی نمیکنی؟خوشبختم لیدی +منم خو...... تا میخواستم حرفامو کامل بگم جونگ کوک دست لوکاس و گرفت از اتاق رفتن بیرون. رفتم جلو آینه،چتریامو مرتب کردم و میخواستم رژ بزنم که فهمیدم اینجا خونه من نیست که وسیله ارایش داشته باشه.چشمم خورد به کنار آینه +این برای کیه.؟ در باز شد و کوک اومد داخل. _ برای تو امروز صبح خریدمش..........
+ولی تو از کجا میدونستی که من رژ صورتی میزنم؟ _توی دوران دبیرستان همش رژ صورتی کم رنگ میزدی و از همه همکلاسی هات خوشگل تر میشدی.از زبون ا/ت:وقتی گفت دبیرستان،یاد همون روزی افتادم که بهم جواب منفی داد،شاید الان هم فقط به عنوان دوست داره بهم کمک میکنه،نه اون چیزی که من فکر میکنم. +ممنون
🗣️
چشمامو آروم باز کردم.به ساعت نگاه کردم،ساعت ۱۰ بود.+خیلی خسته بودم مثل اینکه....میخواستم از اتاق برم بیرون که صدای صحبت شنیدم.یاد دیشب افتادم که قراره دوستش با زنش از آمریکا بیان.+بهتره الان نرم....به سمت حموم رفتم که دوش بگیرم +لباس ندارم.رفتم تو کمد جونگ کوک یه لباس در آوردم +این خوبه به نظرم........از حموم بیرون اومدم که دیدم جونگ کوک رو صندلی لم داده. _لباس زیادی برات بزرگ نیست؟ +قبلیا رو نمیتونستم بپوشم،خاکی بود _چرا شلوار بر نداشتی؟لباس تا زانوعه،کوتاهه،برو یکی دیگه بپوش +به نظرم همین خوبه. از زبون ا/ت:میخواست بیاد طرفم که دوستش در اتاق و باز کرد. _لوکاس به تو یاد ندادن میای داخل در بزنی؟(جدی) &جونگ کوک این پرنسس رو معرفی نمیکنی؟خوشبختم لیدی +منم خو...... تا میخواستم حرفامو کامل بگم جونگ کوک دست لوکاس و گرفت از اتاق رفتن بیرون. رفتم جلو آینه،چتریامو مرتب کردم و میخواستم رژ بزنم که فهمیدم اینجا خونه من نیست که وسیله ارایش داشته باشه.چشمم خورد به کنار آینه +این برای کیه.؟ در باز شد و کوک اومد داخل. _ برای تو امروز صبح خریدمش..........
+ولی تو از کجا میدونستی که من رژ صورتی میزنم؟ _توی دوران دبیرستان همش رژ صورتی کم رنگ میزدی و از همه همکلاسی هات خوشگل تر میشدی.از زبون ا/ت:وقتی گفت دبیرستان،یاد همون روزی افتادم که بهم جواب منفی داد،شاید الان هم فقط به عنوان دوست داره بهم کمک میکنه،نه اون چیزی که من فکر میکنم. +ممنون
- ۴۶۰
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط