{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یار کم پیدا شدی ، یک در میان می بینمت

یار کم پیدا شدی ، یک در میان می بینمت
گفته بودی با منی ، با این و آن می بینمت

چشم مات این مگس ها در پی شیرینی است
برخلاف من که با چشمان جان می بینمت

ماجرای نوح و کنعان را که می دانی ،چرا
ترک خوبان کرده ای و با بدان می بینمت

من اگر فرهاد هم باشم شبی دل می کنم
آن شب انگشت تعجب بر دهان می بینمت

قصه ی عیش تو هم روزی به‌پایان‌میرسد
صبر کن‌تا‌انتهای داستان می بینمت
دیدگاه ها (۰)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۰روز تقریباً تمام شده بود.چهار امگا ک...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت 3

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

یار کم پیدا شدی ، یک در میان می بینمتگفته بودی با منی ، با ا...

یار ! کم پیدا شدی یک در میان می بینمتگفته بودی با منی با این...

...قصه این عشق با چشمان تو آغاز شدطعم شیرینی لبانت با لبم ...

...وای از دلی که به‌ عشق یار بـهانه می‌گیرددر انتظار سراغ قـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط