{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۸

پارت ۸

پدر غیرتی من

ویو جیا

با تکون های یک نفر از خواب نازنینم بیدار شدم


کوک: جیا پاشو

جیا: بزار بخوابممم

کوک: پاشووو باید بریم برات مدرسه ثبت نام کنم

جیا: باشه

رو تخت نشستم و چشمامو مالوندم نگاهم به در افتاد که کوک تکیه داده بود و نگام میکرد

خواستم از تختم بیام پایین وقتی پام و گذاشتم زمین درد بدی تو پام پیچید که باعث شد بخورم زمین

جیا:آخخخ

کوک: تا یک هفته نمیتونی راه بری یادت رفته؟


جیا: حالا چیکار کنم؟* بغض


کوک: صبر کن


کوک اومد پیشم و یکی دستش زیر باسنم و اون یکی زیر کمرم بود و بلندم کرد

کوک: چند کیلویی؟

جیا: سنگینم ؟؟ ببخشید دست خودم نیست

....
دیدگاه ها (۱۳)

پارت ۹پدر غیرتی منکوک: سنگین؟ انگار یک پر بلند کردم واقعا چن...

....:))

پارت ۷ویو جیا وسایلشونو آوردن خیلی میترسیدم بم اومد پیشم بغل...

پارت ۵پدر غیرتی منویو کوکرو کاناپه نشسته بودم و با لبتابم کا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط