پارت ۵
پارت ۵
پدر غیرتی من
ویو کوک
رو کاناپه نشسته بودم و با لبتابم کار میکردم از وقتی اومدم جینا توی حیاط با بم بازی میکنه نزدیکه شبه یهو بم با شتاب اومد تو اومد سمتم
بم:هاپ هاپ
گوشاشو مالونم و ...
کوک:بابا جینا کو؟
بم: هاپ هاپ
لباسم و گاز گرفت و میکشوند این یعنی اتفاق بدی افتاده سریع همراه بم رفتم توی حیاط که جینا رو پایین درخت دیدم که داشت گریه میکرد
جینا: هومم هققق آییی
کوک: چیکار کردی
آروم رفتم سمتش و دیدم مچ پاش و گرفت و آروم دستش و برداشتم و مچ باهاش و گرفتم که صدای گریش هوا رفت
جینا: دست نزننن هققق درد داره هققق
کوک: باشه آروم
آروم برآید استایل بلندش کردم و بردمش داخل بم هم ناراحت پشت سرمون میومد چه زود اینا باهم دوست شدن آروم گذاشتمش روی کاناپه و زنگ زدم جین و جیهوپ بیان
کوک: الو جین چخبر؟
جین: خوبم کاری داشتی؟
کوک:خوب پاشو بیا عمارتمهمراه با جیهوپ
جین: دوباره زخمی شدی؟
کوک: من نه ولی یک خانم کوچولو آره
جین : باشه داریم میایم خدافظ
کوک:بای
جینا:هقق بم تقصیر تو نیست هقق
بم:هاپ
۵ مین بعد
زینگ زینگ
رفتم درو باز کردم جین و جیهوپ و دیدم باهاش دست دادم و اومدن تو
جیهوپ: پس دختر خوندت ایشونه عجب
جین: بد نیست امیدوارم خیلی کنجکاو نباشه
کوک:خیلی ساکته انگار وجود نداره
جین:خوبه حالا چیشده؟
کوک: از درخت افتاده پایین و فکر کنم مچ پاش پیچ خورده چون بهش رست میزنم گریش هوا میره
جیهوپ: خوب خانم کوچولو اجازه هست پاتو ببینم؟
جینا: هقق درد داره هق دست نزن هقق بهش
جیهوپ: مگه نمیخوای دردش بره؟
جینا: هقق چرا میخوام
جیهوپ : پس بزار ببینم چیشده
جیهوپ آروم مچ پاهاشو گرفت و باهاش حرف میزد که گریه نکنه
جیهوپ: مچ پاش پیچ خورده و در رفته
اول باید جاش کنیم و بد ببندیمش تا یک هفته اوکی میشه و میتونه راه بره
جینا: دست به پاهام بزنین هقق میزنمتون
جین: اوووو خشنو برم
جینا: خنده و گریه*
پدر غیرتی من
ویو کوک
رو کاناپه نشسته بودم و با لبتابم کار میکردم از وقتی اومدم جینا توی حیاط با بم بازی میکنه نزدیکه شبه یهو بم با شتاب اومد تو اومد سمتم
بم:هاپ هاپ
گوشاشو مالونم و ...
کوک:بابا جینا کو؟
بم: هاپ هاپ
لباسم و گاز گرفت و میکشوند این یعنی اتفاق بدی افتاده سریع همراه بم رفتم توی حیاط که جینا رو پایین درخت دیدم که داشت گریه میکرد
جینا: هومم هققق آییی
کوک: چیکار کردی
آروم رفتم سمتش و دیدم مچ پاش و گرفت و آروم دستش و برداشتم و مچ باهاش و گرفتم که صدای گریش هوا رفت
جینا: دست نزننن هققق درد داره هققق
کوک: باشه آروم
آروم برآید استایل بلندش کردم و بردمش داخل بم هم ناراحت پشت سرمون میومد چه زود اینا باهم دوست شدن آروم گذاشتمش روی کاناپه و زنگ زدم جین و جیهوپ بیان
کوک: الو جین چخبر؟
جین: خوبم کاری داشتی؟
کوک:خوب پاشو بیا عمارتمهمراه با جیهوپ
جین: دوباره زخمی شدی؟
کوک: من نه ولی یک خانم کوچولو آره
جین : باشه داریم میایم خدافظ
کوک:بای
جینا:هقق بم تقصیر تو نیست هقق
بم:هاپ
۵ مین بعد
زینگ زینگ
رفتم درو باز کردم جین و جیهوپ و دیدم باهاش دست دادم و اومدن تو
جیهوپ: پس دختر خوندت ایشونه عجب
جین: بد نیست امیدوارم خیلی کنجکاو نباشه
کوک:خیلی ساکته انگار وجود نداره
جین:خوبه حالا چیشده؟
کوک: از درخت افتاده پایین و فکر کنم مچ پاش پیچ خورده چون بهش رست میزنم گریش هوا میره
جیهوپ: خوب خانم کوچولو اجازه هست پاتو ببینم؟
جینا: هقق درد داره هق دست نزن هقق بهش
جیهوپ: مگه نمیخوای دردش بره؟
جینا: هقق چرا میخوام
جیهوپ : پس بزار ببینم چیشده
جیهوپ آروم مچ پاهاشو گرفت و باهاش حرف میزد که گریه نکنه
جیهوپ: مچ پاش پیچ خورده و در رفته
اول باید جاش کنیم و بد ببندیمش تا یک هفته اوکی میشه و میتونه راه بره
جینا: دست به پاهام بزنین هقق میزنمتون
جین: اوووو خشنو برم
جینا: خنده و گریه*
- ۹.۰k
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط