{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خاطراتت را به کنجِ کافه ای بیرونِ شهر

#خاطراتت را به کنجِ کافه ای بیرونِ شهر
#جمعه ها همراهِ قهوه بی‌شِکر سر می کِشم...!
.
.
اینجا نفَسِ من به نفَسهای تو بند است
لبخندِ تو از آن طرفِ پنجره چند است؟!

با این همه تَرفَند هنوز اولِ راهم
از بس که دلِ فتنه گَرَت دیر پسَند است...!

#مراد_قلی_پور
دیدگاه ها (۱)

#خــوب_مــن ،    همین جا درون شعرهایم بمان    تا وسوسه یِ دو...

برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی استاما هوا همیشه آفتابی...

#دلباخته..مینویسم ، قصه هایی که رفته به #اعماقدردهای کهنه ای...

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..آن زمان‌ها که پدر تنها قهرم...

عاشقانه ای در دهه ۵۰پارت ۶۱ویو راوی تهیونگ با پیرزن حرف زد ...

{عملیات غیرممکن}𝑃𝑎𝑟𝑡 2بعد کمی قدم زدن حالا جلوی در خونه بود....

تک پارتی درخواستی شخصیت: رینویو ات:خمیازه ای کشیدم... ساعت ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط