شاعران با لب تو قافیه پرداز شدند...

شاعران با لب تو قافیه پرداز شدند...
من از ان روز که در بند توام ازادم
چشممان خورد به هم صاعقه زد چشمم سوخت...
پیش چشم همه از خویش یلی ساخته ام پیش چشمان تو اما سپری انداخته ام ...
چای داغی که دلم بود به دستت دادم انقدر سرد شدم از دهنت افتادم‌...
دیدگاه ها (۳)

پارت ۸

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

شاهکاری به نام دروغ

مافیای من

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

پارت ۳۹تهیونگ برای اولین بار کمی نرم‌تر جواب داد:ته: گفتم خ...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

چای داغی که دادی به دستت دادمانقدر سرد شدم از دهنت افتادم...

چای داغی که دلم بود به دستت دادمآنقَدَر سرد شدم از دهنت افتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط