"" من گرفتم تو نگیر ""
"" من گرفتم تو نگیر ""
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر !
من گرفتم تو نگیر ...
چه اسیری که زدنیا شده ام یکسره سیر !
من گرفتم تو نگیر ...
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر ، یاد آن روزها بخیر ...
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر !
من گرفتم تو نگیر ...
یادآن روزها که آزاد زغمها بودم، تک وتنها بودم!
زن و فرزند مرا بستند با زنجیر !
من گرفتم تو نگیر ...
بودم از طایفه درد کشان، بودم از جمع خودشان!
خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر !
من گرفتم تو نگیر ...
ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم !
بستر راحت و نرم ، زن نگیر ...
گرنه شود خوابگهت لای حصیر !
من گرفتم تو نگیر ...
بنده زن دارمو محکوم به حبس ابدم !
مستحق لگدم ، چون در این زندگی بود از خود مخلص، تقصیر !
من گرفتم تو نگیر ...
من از آن روز شوهر شده ام !
نه که شوهر ! خر شده ام ، خر همسر شده ام !
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر !
من گرفتم تو نگیر ...
چه اسیری که زدنیا شده ام یکسره سیر !
من گرفتم تو نگیر ...
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر ، یاد آن روزها بخیر ...
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر !
من گرفتم تو نگیر ...
یادآن روزها که آزاد زغمها بودم، تک وتنها بودم!
زن و فرزند مرا بستند با زنجیر !
من گرفتم تو نگیر ...
بودم از طایفه درد کشان، بودم از جمع خودشان!
خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر !
من گرفتم تو نگیر ...
ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم !
بستر راحت و نرم ، زن نگیر ...
گرنه شود خوابگهت لای حصیر !
من گرفتم تو نگیر ...
بنده زن دارمو محکوم به حبس ابدم !
مستحق لگدم ، چون در این زندگی بود از خود مخلص، تقصیر !
من گرفتم تو نگیر ...
من از آن روز شوهر شده ام !
نه که شوهر ! خر شده ام ، خر همسر شده ام !
- ۴.۲k
- ۲۱ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط