{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آن رسوای گریانم

من آن رسوای گریانم
همان باد گریزانم
مثل موی پریشانت
به هر سوئی پریشانم
بسان برگی از
رویای پاییز
کجا افتادم از شاخه
نمی دانم.......
#شهزاد
دیدگاه ها (۳)

بغض دی باید که بارانی شودطالعش سرد و زمستانی شودکوچه ی بن ب...

دنیای من رویای توابری دل دریای تودنیای من دیوانگیداغ دل و ...

جشن دلتنگی ما یلدا بود شب ِ رفتن ِ خزان سرما بود سوز پاییز و...

بعد از این نم نم یادت بر دلم باران است تو نباشی زندگی بکام...

نمیبخشمت p.8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط