{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت شش

پارت شش
میا ویو
صبح بیدار شدم با درد بدی بلند
که دیدم لختم بغل دستم یک مرد خوابیده جیق کشیدم بیدار شد دیدم اون اون تهیونگ بود
تهیونگ:چته مگه سراوردی
میا:توتو از همتون متنفرم(باگریه گفت)
تهیونگ:به خودش و میا نگاه کرد فهمید
میا:سریع لباسشو پوشید بلند شد افتاد
تهیونگ میارو بلند کرد برد پیش جینا
تهیونگ:حال میا بده پیشش باش
میا:فقط گریه میکرد
جینا:چیشده
تهیونگ:هیچی
جینا:باش
ته رفت
جینا:میا چی شده
میا: همه چی و با گریه تعریف کرد
جینا:من تهیونگ رو میکشم
میا بکشش😭
جینا:به تهیونگ زنگ زد و گفت گمشو بیا خونه و قطع کرد
تهیونگ اومد
جینا:ته میکشمت
میا:منم
تهیونگ:😐مغز خر خوردین
تا پارت بعد بای
دیدگاه ها (۰)

🤣🤣🤣

اسلاید اول :مراقب باشاسلاید دو : یک دفعه دیدین من نیستم

پارت پنج چون مثبت ۱۸ پیوی بگید براتون بنویسم

دومین اسلاید لباس میا برای بارپارت چهارمرفته بود باراونجا کل...

پارت ۴ساعت ۱۱ و ۱۹ دقیقه صبح_تهیونگ:با اذیت شدن چشمم توسط نو...

دردسرهای بچه داری پارت ۱۰

دردسر های بچه داری پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط