{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم

گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم
به پريشانى گيسوى تو سوگند نشد
دیدگاه ها (۰)

➰دلم بدون تو غمگین وبا تو افسرده استچه کرده‌ای کهز بود و نبو...

ز دوری تو نمردم چه لافِ مهر زنم؟که خاک بر سر من باد و مهربان...

➰عشق بر شانه‌ی هم چيدنِ چندين سنگ استگاه می‌ماند و ناگاه به ...

چه شبی ستشب شب. انجماد به تن تاریکی پیچیده ستنور، در راهروی ...

آسمانم انتهایش قلب توست / مهربان این آسمان از آن توست / آسما...

‌‌چه شود که نازنینا، رُخ خود به من نمائی‌به تبسّمی، نگاهی، گ...

🌱🍒من نرگس مستانه شدم.... هیچ ندیدیمن گیسوی بی شانه شدم.... ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط