{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیوارهای کافه شاهد بودند،

دیوارهای کافه شاهد بودند،
که چقدر آمدم و
بهشان زل زدم و
تنهایی ام را دود کردم و
تلخ نوشیدم و
تو را تمنا کردم...!
#
دیدگاه ها (۳)

ﺍﺷﻚ ﻫﺎ ﻗﻄـﺮﻩ ﻧﻴﺴﺘﻨـﺪ !ﺑﻠﻜﻪ ﻛﻠﻤـﺎﺗﻰ ﻫﺴﺘﻨـﺪ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺍﻓﺘﻨـﺪ ....ﻓ...

اولین بار ڪـہ دیدمت ; هرگز فڪرش را نمیڪردم "تــــو" همان ...

سالهاست نبودنت فصلها را ز خاطرم برده استدلتنگی پاییز غمخوار ...

خیلی چیزها بلدمعشق منحالا دیگرفقط می خواهمتو را یاد بگیرمنقط...

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۶۶۶به زور و خیلی اروم گفتم منو...

شیرین فرهاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط