زاده شدن
زاده شدن
برنیزهی تاریک
همچون میلادِ گشادهی زخمی.
سِفْرِ یگانهی فرصت را
سراسر
در سلسله پیمودن.
برشعلهی خویش
سوختن
تاجرقهی واپسین،
برشعلهی حرمتی
که درخاک راهش
یافتهاند
بردگان
این چنیناند.
این چنین سرخ و لوند
برخار بوتهی خون
شکفتن
واین چنین گردن فراز
برتازیانه زارِ تحقیر
گذشتن
و راه را تاغایتِ نفرت
بریدن.
آه، از که سخن میگویم؟
ما بی چرا زندگانیم
آنان به چرا مرگِ خود آگاههاناند.
برنیزهی تاریک
همچون میلادِ گشادهی زخمی.
سِفْرِ یگانهی فرصت را
سراسر
در سلسله پیمودن.
برشعلهی خویش
سوختن
تاجرقهی واپسین،
برشعلهی حرمتی
که درخاک راهش
یافتهاند
بردگان
این چنیناند.
این چنین سرخ و لوند
برخار بوتهی خون
شکفتن
واین چنین گردن فراز
برتازیانه زارِ تحقیر
گذشتن
و راه را تاغایتِ نفرت
بریدن.
آه، از که سخن میگویم؟
ما بی چرا زندگانیم
آنان به چرا مرگِ خود آگاههاناند.
- ۱۴۹
- ۲۵ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط