پارت 25=
پارت 25=
ویو نویسنده=
یک ماه مانده بود به باز شدن مجدد مدرسه پرآوازه
هاگوارتز و اسنیپ تکالیف کلارا را سه برابر کرده بود به طوری که 5 ساعت از روز را به مطالعه، 3 ساعت را به تمرین، 1 ساعت را به ورزش کردن، 2 ساعت مرور درس و 13 ساعت روز را برای کار های دلخواه کلارا زمان بندی کرده بود.
گاهی مواقع اسنیپ دوستانش که کلارا از انها خوشش نمی امد را به خانه می اورد و کلارا باید از انها پذیرایی می کرد.
یک روز اسنیپ پسری را به نام متیو ریدل به خانه اورد کلارا خیلی متعجب شده بود، و دلیل مشخص بود زیرا او پسر تام ریدل یعنی همان ولدمورت بود.
کلارا خودش را در اتاقش حبس کرده بود اما اسنیپ به او گفته بود که خودش را فورا به اتاق مهمانان برساند...
ویو نویسنده=
یک ماه مانده بود به باز شدن مجدد مدرسه پرآوازه
هاگوارتز و اسنیپ تکالیف کلارا را سه برابر کرده بود به طوری که 5 ساعت از روز را به مطالعه، 3 ساعت را به تمرین، 1 ساعت را به ورزش کردن، 2 ساعت مرور درس و 13 ساعت روز را برای کار های دلخواه کلارا زمان بندی کرده بود.
گاهی مواقع اسنیپ دوستانش که کلارا از انها خوشش نمی امد را به خانه می اورد و کلارا باید از انها پذیرایی می کرد.
یک روز اسنیپ پسری را به نام متیو ریدل به خانه اورد کلارا خیلی متعجب شده بود، و دلیل مشخص بود زیرا او پسر تام ریدل یعنی همان ولدمورت بود.
کلارا خودش را در اتاقش حبس کرده بود اما اسنیپ به او گفته بود که خودش را فورا به اتاق مهمانان برساند...
- ۱۳.۹k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط