{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیکو در طول راه یا چشماشو میمالید یا خمیازه میکشید.

آیکو در طول راه یا چشماشو میمالید یا خمیازه میکشید.
که یکدفعه یک نفر از اونور داد زد
: کمککککک دزد
( بنده حقیر دارم طبق همون قسمت مینویسم)
اندور عین سگ.. عین قهرمان دویید و دکو و باکو و شوتو هم عین سگ.. عین یک ادم دنبالش دوییدن...
ویو آیکو: خوابم میاددد..
یهو صدای یه آقاهع امد که داد زد و کمک خواست.. بعدشم انداور دویید و رفت و یه چیزایی گفت که چون داشتم به بستنی ای که الان چقد بعد خواب میچسبه فکر میکردم نفهمیدم چی گف.. بعدشم یهو با استفادهده با قدراتشون عین جت رفتن سمت محل حادثه
ویو آیکو: وادفاککککککک
کجا رفتنننن !
نااححححح ععههعع الان کی میخواد بدوه دنبالشوننننن
ای خدااا چراا یهویی رفتن اصا کجا رفتن؟

به درکککککک! نمیان؟
پس منم همینجا معطل نمیشم

(همچنان همه که فکر میکنن آیکو هم عین خر داره دنبالشون میاد🗿💔)

ویو نویسنده بزرگوار:
آیکو نفس عمیقی کشید و خوشحال و شاد و خندان رفت واس خودش دور دور
چون توی کیفش که دستش بود پولم داشت پس با سرخوشی واس خودش قدم میزد که یهو...

هایو رو دید!

هایو رفیقه آیکوعه*
بعدش عین گاومیش هجوم برد سمتش و هایو که حواسش نبود آیکو محکم پرید روش و هایو را داریم که سکته ی ناقص را درجا زد..








مدیونید فکر کنید خیلی رندوم هرچی که به ذهنم رسید رو خالی کردم
دیدگاه ها (۳۶)

چرااااا نمیفهمههههع

؟🤣احتمالا من خودم اون رفیقه ام

بچه ها ببخشید دیشب پارت ندادمالانم امتحان دارم همین الاااننن...

پارت فک کنم ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط