{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۳
ویو ا/ت
زمان :زنگ ناهار تو
مدرسه
وای حالا چیکار کنم دارم میمیرم از خجالت اگه قبول نکنه چی حالا چیکار کنم.
میخواستم برم پیش کورو که دختره جن*ده رو دیدم که داره با کورو حرف میزنه و با هم میخندن نمیدونم چرا ولی یه جوری شدم و از اینکه بهش بگم منصرف شدم
(خونه زمان آماده کردن میز ناهار )
مامانم: به کورو گفتی
من: امروز نشد ولی بعدا بهش میگم
مامانم: خیلی خب
......
چند روز گذشت و اون دختر خیلی به کورو نزدیک شده بود. تا اینکه دیدم یه روز داشت با همون دختره لب میگرفت.
رفتم خونه و مامانم دوباره ازم پرسید
من: شرمنده فراموش کردم
مامانم: عزیزم تو آدم فراموش کاری نیستی چیزی شده.
من: نه چیزی نیست.
مامانم: عزیزم چیز شده
یهو اشکم در اومد و با یه صدا لرزون گفتم.
من: هیچی
که مامانم اومد و بغلم کرد
مامانم: عزیزم چی شده؟
من: مامان...هق...هر وقت که ...هق... میخوام با کورو حرف بزنم ...هق...داره با یه دختره حرف میزنه برا همین نمیتونم بهش بگم.
مامانم: باهاش حرف بزن اون دوست پسر توعه میتونی باهاش حرف بزنی
من:باشه...هق...بهش میگم
________________
دوستان مطمئنم به احتمال زیاد توی چند پارت بدی از کورو بدتون میاد.
دیدگاه ها (۳)

پارت ۱۴ویو ا/ت روز بعددیدم کورو تنهاست و از فرصت استفاده کرد...

ویو نویسندها/ت حدود به دو ساعتی با کنما درد و دل کرد و کاملا...

پارت ۱۲ویو ا/تشت شت شت شت نه نه نه نه بدبخت شدم بدبخت شدم بی...

بپرسین خیلی صادقانه جواب میدم.....#انیمه #آهنگ #سناریو #هنتا...

لعنتی فهمیدن...حالا چیکار کنم؟ چی بگم من....((کی نجاتت داد؟‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط