مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد.
مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد.
صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت:
«طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را
دارد.»
مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟
صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینکه این
طوطی توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را
دارد.»
و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: «
۴۰۰۰ دلار.» مشتری: «این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این
طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.»
صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت:
«طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
مشتری: «چرا این طوطی اینقدر گران است؟»
صاحب فروشگاه: «این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را
دارد.»
مشتری: «قیمت طوطی وسطی چقدر است؟
صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینکه این
طوطی توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را
دارد.»
و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: «
۴۰۰۰ دلار.» مشتری: «این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟»
صاحب فروشگاه جواب داد: «صادقانه بگویم من چیز خاصی از این
طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.»
- ۱.۷k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط