تهاجم فرهنگی استحالهی یقین به شک مدیریتشده
تهاجم فرهنگی؛ استحالهی یقین به شکِ مدیریتشده
۱. تهاجم فرهنگی یعنی استحالهی «یقینِ مطلق» به «شکِ مدیریتشده» تحتِ عنوانِ فریبندهی سوادِ رسانهای؛ یعنی آنجا که به جایِ بستنِ دروازههایِ ذهن بر رویِ فاضلابِ بیگانه، به تو میآموزند که چگونه با کارد و چنگالِ «نقد و تحلیل»، لجن را در بشقابِ ذهنت سرو کنی و نامِ این خودکشیِ تدریجی را «رژیمِ مصرفِ رسانهای» بگذاری.
۲. تهاجم فرهنگی یعنی تقلیلِ «میدانِ جنگِ حق و باطل» به «بازارِ مکارهی پیامها»؛ یعنی وقتی سوادِ رسانهای به تو دیکته میکند که هیچ حقیقتی مقدس نیست و همه چیز صرفاً یک «بازنمایی» است، تا تو به جایِ آنکه سربازِ متعصبِ حقیقت باشی، تبدیل به تماشاگرِ بیطرفی شوی که در میانهی بمباران، کیفیتِ فنیِ بمبهای دشمن را تحسین میکند.
۳. تهاجم فرهنگی یعنی مشروعیتبخشی به «تریبونِ دشمن» با تکنیکِ «شنیدن برای نقد کردن»؛ یعنی این توهم که سوادِ رسانهای زرهی است که تو را در برابرِ سموم مصون میکند، غافل از آنکه نفسِِ مواجهه و تماشا، قبحِ گناه را میشکند و غیرت را در مسلخِ «تکثرگرایی» و «تحملِ مخالف» ذبح میکند.
۴. تهاجم فرهنگی یعنی جایگزین کردنِ «بصیرتِ انقلابی» با «مهارتِ تکنیکی»؛ یعنی وقتی به جایِ شناختِ ماهیتِ شیطانیِ فرستندهی پیام، تو را سرگرمِ رمزگشایی از تکنیکهایِ اقناعیِ پیام میکنند تا در گیر و دارِ تحلیلِ فُرم، محتوایِ زهرآگین آرامآرام در بافتهایِ عقیدتیات رسوب کند و تو دیگر دشمن را نه دشمن، که صرفاً یک «رقیبِ رسانهای» ببینی.
✍️ به قلم —بهرام محمدی
🏛 دکترینِ حَـد | اتاق استراتژی
🆔 @bmlimit
⚓️ انجمن دانشبنیان «دکترینِ حَـد»
۱. تهاجم فرهنگی یعنی استحالهی «یقینِ مطلق» به «شکِ مدیریتشده» تحتِ عنوانِ فریبندهی سوادِ رسانهای؛ یعنی آنجا که به جایِ بستنِ دروازههایِ ذهن بر رویِ فاضلابِ بیگانه، به تو میآموزند که چگونه با کارد و چنگالِ «نقد و تحلیل»، لجن را در بشقابِ ذهنت سرو کنی و نامِ این خودکشیِ تدریجی را «رژیمِ مصرفِ رسانهای» بگذاری.
۲. تهاجم فرهنگی یعنی تقلیلِ «میدانِ جنگِ حق و باطل» به «بازارِ مکارهی پیامها»؛ یعنی وقتی سوادِ رسانهای به تو دیکته میکند که هیچ حقیقتی مقدس نیست و همه چیز صرفاً یک «بازنمایی» است، تا تو به جایِ آنکه سربازِ متعصبِ حقیقت باشی، تبدیل به تماشاگرِ بیطرفی شوی که در میانهی بمباران، کیفیتِ فنیِ بمبهای دشمن را تحسین میکند.
۳. تهاجم فرهنگی یعنی مشروعیتبخشی به «تریبونِ دشمن» با تکنیکِ «شنیدن برای نقد کردن»؛ یعنی این توهم که سوادِ رسانهای زرهی است که تو را در برابرِ سموم مصون میکند، غافل از آنکه نفسِِ مواجهه و تماشا، قبحِ گناه را میشکند و غیرت را در مسلخِ «تکثرگرایی» و «تحملِ مخالف» ذبح میکند.
۴. تهاجم فرهنگی یعنی جایگزین کردنِ «بصیرتِ انقلابی» با «مهارتِ تکنیکی»؛ یعنی وقتی به جایِ شناختِ ماهیتِ شیطانیِ فرستندهی پیام، تو را سرگرمِ رمزگشایی از تکنیکهایِ اقناعیِ پیام میکنند تا در گیر و دارِ تحلیلِ فُرم، محتوایِ زهرآگین آرامآرام در بافتهایِ عقیدتیات رسوب کند و تو دیگر دشمن را نه دشمن، که صرفاً یک «رقیبِ رسانهای» ببینی.
✍️ به قلم —بهرام محمدی
🏛 دکترینِ حَـد | اتاق استراتژی
🆔 @bmlimit
⚓️ انجمن دانشبنیان «دکترینِ حَـد»
- ۴۰۸
- ۰۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط