{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برایت یک دقیقه سکوت کردم

برایت یک دقیقه سکوت کردم
برایت یک دقیقه گریستم
به پاس حرمتت
به یاد بودنت
برایت یک دقیقه
با پای خسته
در بیابان خشک خاطره قدم زدم
برایت نوشتم از عشق
از بودن وماندن
واز رفتن ومردن
برایم نیستی
و به یادت هستم
برایت می نویسم از شکفتن
نه صد سالی
که تنها یک دقیقه
برایت می نویسم از آرزو و رویا
برایت می گویم از باید ها
که هستها را زمان رسیده وباید ها در پشت
پرده ی آمال تمنای عاشقانه ،
قلب من و تو را می طلبد
برایت می نویسم و به نامت می نویس ...
دیدگاه ها (۱)

برایت دخترم برایت یک سبد زیتونکه باشد عاشقت مجنونبرایت دشت آ...

چه روزهایی برایت من دعا کردم نفهمبدیبه عشقت من خدا از خود جد...

که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم اندوه بزرگیست چ باشی چ نباشی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط