چه روزهایی برایت من دعا کردم نفهمبدی
چه روزهایی برایت من دعا کردم نفهمبدی
به عشقت من خدا از خود جدا کردم نفهمیدی
برایت چتر گشتم تا که باران هم نیازارد
جهنم را به خود هر روز روا کردم نفهمیدی
چقدر شب تا سحر بیدار ماندم تا تو خوابیدی
تمام درد هایت را دوا کردم نفهمیدی
نهال کوچکی بودی زمین گشتم که پاگیری
زمین و آسمان را من فدا کردم نفهمیدی...
به عشقت من خدا از خود جدا کردم نفهمیدی
برایت چتر گشتم تا که باران هم نیازارد
جهنم را به خود هر روز روا کردم نفهمیدی
چقدر شب تا سحر بیدار ماندم تا تو خوابیدی
تمام درد هایت را دوا کردم نفهمیدی
نهال کوچکی بودی زمین گشتم که پاگیری
زمین و آسمان را من فدا کردم نفهمیدی...
- ۳۶۹
- ۰۸ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط