{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باور نداشتم که زنی بتواند

باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف می زنم!
تو سرزمین منی!
صورت و دست های کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شده ام
و همان‌جا می میرم!
دیدگاه ها (۳)

بعضی از آدمها مثل یک آپارتمان هستند...مبله..شیک..راحت..اما د...

دلم که برایت تنگ میشود میگیرد...فریاد می کشد...می تپد... و...

من..... بی تو.... از برگهای پاییزی هم سرگردان ترممن..... بی ...

باورکنپاییز که می آیدهمین پیرمردهای تنهاروی نیمکتهای پارک هم...

جالبه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط