{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باورکن

باورکن
پاییز که می آید
همین پیرمردهای تنها
روی نیمکتهای پارک هم
به اولین عشقشان فکر می کنند
به دختری با موهای طلایی
یا گیسوان سیاه
روسری خالدار
یا شاید شالی پشمی
به حرفهایی که باید می گفتند
و نامه هایی
که هیچ گاه به مقصد نمی رسد!!!!
دیدگاه ها (-۱۳)

من..... بی تو.... از برگهای پاییزی هم سرگردان ترممن..... بی ...

باور نداشتم که زنی بتواندشهری را بسازد و به آنآفتاب و دریا ب...

مَردُم کیست؟به موجودی گفته میشه که از بدو تولد همراهیت میکنه...

آنطــور کـه هستی بــاش ،صداقت مؤثرترین تیری است که به قلب هد...

شاهزاده قصر سیاه پارت۲**[مکان: بالای برج متروکه‌ی قصر سیاه -...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت 16

بسم الله الرحمن الرحیمما قرار است اینجا قصه‌ای را روایت کنیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط