بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت صد شانزده🍷🗡
زنگ زدم به عاقد
انگار داشت نقشه ام میگرفت
نیشخندیزدم
من به هر طریقی هست به دستت میارم خانوم کوچولو
لب زدم
+میخوای به خودت برسی یکم تا عاشق میاد
بی حوصله گفت
_عقد واقعی نیست که به خودم برسم یه عقد صوریه..
+حالا شاید واقعی شد
شوکه موند
برگشت سمتم که چشمکی زدم
+شاید جدی جدی عاشقم شدی...
منظورم و که گرفت انگار خیالش راحت شده باشه
گفت
_عاشقت نمیشم
نیشخندی زدم
چه با اطمینان هم میگفت عاشقت نمیشم
اگه من کوروش باشم عاشقت میکنم!
اوکی گفتم
آنقدر نظرش برگشت
از جاش بلند شد
گفت
+عاقد اومد خبرم کن
اوکی گفتم
به معین پیام دادم هر چه زودتر عاقد و بیار
دل تو دلم نبود که مال من بشه
پارت صد شانزده🍷🗡
زنگ زدم به عاقد
انگار داشت نقشه ام میگرفت
نیشخندیزدم
من به هر طریقی هست به دستت میارم خانوم کوچولو
لب زدم
+میخوای به خودت برسی یکم تا عاشق میاد
بی حوصله گفت
_عقد واقعی نیست که به خودم برسم یه عقد صوریه..
+حالا شاید واقعی شد
شوکه موند
برگشت سمتم که چشمکی زدم
+شاید جدی جدی عاشقم شدی...
منظورم و که گرفت انگار خیالش راحت شده باشه
گفت
_عاشقت نمیشم
نیشخندی زدم
چه با اطمینان هم میگفت عاشقت نمیشم
اگه من کوروش باشم عاشقت میکنم!
اوکی گفتم
آنقدر نظرش برگشت
از جاش بلند شد
گفت
+عاقد اومد خبرم کن
اوکی گفتم
به معین پیام دادم هر چه زودتر عاقد و بیار
دل تو دلم نبود که مال من بشه
- ۹۳۳
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط