{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت صد پانزده🍷🗡


+عقدت بشم مواظبمی؟

از اینکه این جمله رو گفت تعجب کردم

با ابروهای بالا رفته برگشتم سمتش.
_مواظبتم! مگه میشه نباشم

نیشخندی‌ زدم
_حتی الان که نسبتی با من نداری مواظبتم چه برسه به اون موقع

پاهامو تکون داد
میدونستم به خاطر استرسه

گفت
+نمیشه یه کاری کنی عقد نکنیم ؟

دوباره برگشتیم سر خونه ی اول

اخمامو کشیدم توی هم
_داری سوال تکراری میپرسی..

لبشو گاز گرفت

گفت
+باشه پس اگه عقد کنیم صوریه‌ واقعی نیست.

همینشم خوب بود نه؟
همینکه زنم میشد ...مال من میشد خیلی بود

بعدش میتونستم کم کم تصرفش کنم

+اوکی!

گوشیمو برداشتم

همزمان باهاش گفتم
+باید سریع عاقد خبر کنین وگرنه دیر بشه معلوم نیست برسن نرسن...
دیدگاه ها (۱)

بازی درخون 🍷🗡پارت صد شانزده🍷🗡زنگ زدم به عاقد انگار داشت نقشه...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد هفتده🍷🗡رفته بود طبقت ط بالا داخل اتاقمو...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد چهارده🍷🗡#کوروش به رنگ‌پریده اش نگاه کرد...

بازی درخون 🍷🗡پارت صد سیزده🍷🗡آهانی گفتم سری تکون داد که سریع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط