در درون عشق
در درون عشـق ~
part ~ ⁴ ~
جئونگ: کی این نامه رو نوشته مگ بابای من چیکار کرده بود (با گریه)
دو روز بعد مراسم تشیع جنازه:
همه رفته بودن جز جئونگ یه گوشه نشسته بود و فقط به عکس پدرش نگاه میکرد که روی شونه اش یه چیزی حس کرد دست های همون پسر بود جیهون ،جئونگ لحظه نگاهش کرد جیهون آروم کنارش نشست بغلش کرد اون لحظه جئونگ ناخواسته اشک هاش سرازیر شد
حدود یک ربع که گذشت جئونگ با اینک از درون نابود شده بود ولی خودشو جمع جور کرد و بلند شد و رو به جیهون گفت ببخشید نتونستم خودمو کنترل کنم فراموشش کن بیا دیگ همو نبینیم و بعد از در خارج شد
۳ هفته ای از اون روز میگذره جئونگ بعد از اون اتفاقات این اولین باری بود که از خونه بیرون اومده بود وارد فروشگاه ک شد اون هم اونجا بود همون پسر [جیهون] ولی فقط یک نگاه ساده بهم کردن جئونگ دیگ اون دختر پر حرف نبود فقط رفت سمت بطری های سوجو دستش روی یکی از بطری ها بود که جیهون دستشو گرفت گفت..
امیدوارم خوشتون اومده باشددد🌚💅🏻
مـایل بـه پارتـ⁵ــ؟
part ~ ⁴ ~
جئونگ: کی این نامه رو نوشته مگ بابای من چیکار کرده بود (با گریه)
دو روز بعد مراسم تشیع جنازه:
همه رفته بودن جز جئونگ یه گوشه نشسته بود و فقط به عکس پدرش نگاه میکرد که روی شونه اش یه چیزی حس کرد دست های همون پسر بود جیهون ،جئونگ لحظه نگاهش کرد جیهون آروم کنارش نشست بغلش کرد اون لحظه جئونگ ناخواسته اشک هاش سرازیر شد
حدود یک ربع که گذشت جئونگ با اینک از درون نابود شده بود ولی خودشو جمع جور کرد و بلند شد و رو به جیهون گفت ببخشید نتونستم خودمو کنترل کنم فراموشش کن بیا دیگ همو نبینیم و بعد از در خارج شد
۳ هفته ای از اون روز میگذره جئونگ بعد از اون اتفاقات این اولین باری بود که از خونه بیرون اومده بود وارد فروشگاه ک شد اون هم اونجا بود همون پسر [جیهون] ولی فقط یک نگاه ساده بهم کردن جئونگ دیگ اون دختر پر حرف نبود فقط رفت سمت بطری های سوجو دستش روی یکی از بطری ها بود که جیهون دستشو گرفت گفت..
امیدوارم خوشتون اومده باشددد🌚💅🏻
مـایل بـه پارتـ⁵ــ؟
- ۲.۵k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط