{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکایت کردمت در پیشگاه بغض و چشمانت

شکایت کردمت در پیشگاه بغض و چشمانت
وکیل و قاضی پرونده ام گردیده وجدانت
بجای متهم بنشسته ام تا حکم من خوانی،
تویی که گفته و ناگفته ام را خوب میدانی،
کمی قبل از قضاوت،، یک مروری در نگاهم کن
اگر در ان گنه دیدی،،قضاوت بر گناهم کن
پس از ان،، حکم را از سوی وجدانت قراعت کن
ولی در ان قضاوت، بیطرف باش و شهامت کن
اگر محکوم گردیدم ، مجازاتش به جان گیرم
چو از این تهمت بیجا تمام عمر دلگیرم
یقین دان این وسط مجرم تو بودی و خطا کردی
در این مدت چه اسان بر من و این دل جفا کردی
دیدگاه ها (۴)

تا به  کی  با  یادِ  تو   پرپر  زنم  در هر گذر؟تا به  کی  جو...

خیره شدم، خیره به آن روی توزخمی ام از خنجر ابروی تو مست شده ...

همیشه مال من بودی همیشه مال من هستی بجز عشقت نمیخواهم، به ...

نبودی تا ببینی خوار گشتمشبی با خواب تو تبدار گشتمشدم بید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط