{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیره شدم، خیره به آن روی تو

خیره شدم، خیره به آن روی تو
زخمی ام از خنجر ابروی تو
مست شده حافظه ی خانه ام
مستِ می و عطر تن و بوی تو
شب به دلش مانده که زیبا شود
بی شبح سایه ی گیسوی تو
این من کم حوصله ی ملتهب
آمده ام سرزده در کوی تو
باز کن آن پنجره ی چشم خود
تا که بیاید دل من سوی تو
دیدگاه ها (۱۴)

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

عاشقانه های شبنم

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

مرد بی رحم

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

### پارت ۱: سایه‌ای که بویِ باروت می‌دهدبارون، سقفِ فلزیِ ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط