{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

سناریو
(وقتا از خواب بلند میشی و گریه میکنی میگی گشنمه)

چان:وقتی با گریه از اتاق میای بیرون متعجب میشه و نگران میاد پیشت و میگه:
_بهترینم چی شده؟خوابه بد دیدی؟
سری ب نشانه ن تکون میدی
_پس چی؟
مخلفات دماغت رو بالا میکشی و میگی:
+چان.......من......گرسنه ام
چان هم خنده ای میکنه و میگه:
_اوخی کوشولو الان برات غذا سفارش میدم ولی دیگه گریه نکن...........

لینو:وقتی با گریه میبینی شوکه میشه میاد کنارت و زانو میزنه و میگه:
_کی بیبی منو اذیت کرده؟؟
+امم......شکمم
تعجب کرد ک ت این گفتی
_یعنی پریودی؟؟!
+ن.......گشنمه.........
_آها دختر از اول بهم میگفتی خوب الان برات غذا گرم میکنم فسقلی

چانگبین:وقتی بهش گفتی از اون خنده های شیطانی کرد
+چانگبین واقعاً ک اصن قهرم
_بیبی چ اشکال داره خو الان برات خوک سفارش میدم
+اخجون
_او بیبیم هم سر خودم رفته(ت ذهنش)

هیونجین:وقتی بهش گفتی گفت
_ام بیبی خوبی؟؟!
+هیون گشنمه خو
_گریه نداره خانم کوچولو
_الان برات غذا میارم
بعد دست میکشه رو موهات
وقتی غذا رو هم میاره خودش بهت میده بخوری

جیسونگ:
_سنجاب کوچولو دیگه نبینم بخاطر همچنین چیزی گریه کنی این جواهر ها با ارزشن ت ارزششون رو نمی دونی من میدونم
+باشه هان حالا ی چیزی بهم بده
رفت برات اورد و خوردی......

فلیکس:میاد بغلت میکنه:
_بیبی قبل از اینکه در این حد گشنت بشه بایستی میگفتی
بعد عینه میمون بهش آویزون شدی اونم برات ی چیزی سر هم بندی کرد

سونگمین:این بچه اینقد خوراکی بهت میده ک دیگه گشنت نمیشه

جونگین:شما دوتاهم باهم نشستین گریه کردین ک آیا کسی بهتون میرسه یچیزی بهتون بده یا ن


ببخشید اگه بد شد:))
دیدگاه ها (۱)

چطورین خوشگلادرخواستی دارین بگین

پارت دو (وقتی رفتین بار)همه مسته مست بودیم ب غیر چانچان:خوب ...

/man minds/پارت۸ویو سونگمینب چان نگاه کردم نگاهی پر از مالکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط