{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گلویم بغضِ سردی مانده است

در گلویم بغضِ سردی مانده است

خاطراتِ هرچہ ڪردی مانده است

…دردهایم …زخم هایم … در گلــو

تا دمی ڪہ برنگــردی مانده است
دیدگاه ها (۱)

درد یعنی بزنی دست به انکار خودَت...عاشقش باشی و افسوس گرفتار...

و عشق قافیه اش گرچه مشکل است اماخدا اگر که بخواهد ردیف خواهد...

زمستان که آمداوضاع بهتر شدکسی به دو عاشق که از سرمایکدیگر را...

پاییز نداشتنت، مرا به اغوش زمستان کشاند.بهار امدنت را در کدا...

این روزها حال عجیبی دارم؛ انگار میان یک پارادوکس گیر افتاده‌...

یکسال سال گذشت ، عمر کمی نیست !برای تو که دیگر نخواهم نوشت ،...

این دنیا بهت چی مدیونه؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط