{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگیـــــنم!

غمگیـــــنم!
خودم را بغل گرفته ام و شانه هایم
چون گهواره ے کودکے گریان
تکان تکان مےخورد...

غمگیـــــنم!
و مےدانم هیچ پرنده اے
روے شاخه هاے لرزانِ یک درخت
لانه نخواهد ساخت....
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

جنگل نفرین شده پارت ۲

دردسرهای بچه داری پارت ۱۶

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

#خدایا...به تو سپردم آنچه را کهنه در خِردم میگنجد،نه در توان...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط