Part.1

Part.1
#مرد_من

دورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های دوستانه، فضای کمپ را پر کرده بود. یکی با گیتار، ریتمی آرام می‌ساخت و دیگری با صدایی گرم، آواز می‌خواند. اما من، مثل همیشه، در افکار خودم غرق بودم. صندلی‌ام را برداشتم و به سمتِ نهر رفتم؛ من همیشه سکوت را به شلوغی ترجیح داده‌ام… دستی به آب زدم و صورتم را شستم.

برای خوندن ادامه رمان خوشحال میشم دنبالم کنید...🥹💋🫂
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۲: سکوتِ صبحگاهی و نگاه‌های خیرهبا آرامشی که مدت‌ها بو...

007-پنهان در مه - پارت ۸۱

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

چند پارتی.. وقتی مجبوری با رئیست سفر کاری بری.. Part 1(ویو ا...

The Fairy's - Monster's wrong love

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

Custom bride part : 6

#مرد_مندورِ آتش نشسته بودیم؛ صدای خنده‌ها و پچ‌پچ‌های دوستان...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱¹⁹/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

رمان:#معشوقه_استاد#پارت_۲۶۴بعد از انجام کارهاي مربوطه دست و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط