{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای ترا به غم غربت چشمان خودم می بندم
من صبورم اما…………
چقدر با همهء عاشقیم محزونم
و به یاد همهء خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ؛ زغم مغمومم
من صبورم اما…………..
بی دلبل از قفس کهنهء شب میترسم
بی دلیل از همهء تیرگی تلخ غروب
و چراغی که تو را ؛ از شب متروک دلم دور کند می ترسم
من صبورم اما…………….
آه………….
این بغض گران صبر نمی داند چیست
دیدگاه ها (۱)

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﭼﻪ ﺷﮑﺴﺘﻨﯽ ﺷﺪﻩ ﺍﻡﺑﺎ ﻫﺮﮔﻔﺘﺎﺭﯼﺑﺎﻫﺮﮐﺮﺩﺍﺭﯼﺑﺎﻫﺮﻧﮕﺎﻫﯽﺻﺪﺍﯼ...

کاش میشد که کسی می امد....باور تیره ی مارا می شست!!!و به ما ...

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی! نامه ای خیس به دستم برسانی بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط