{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

یا اگر شادی زیبای ترا به غم غربت چشمان خودم می بندم

چقدر با همهء عاشقیم محزونم

و به یاد همهء خاطره های گل سرخ

مثل یک شبنم افتاده ؛ زغم مغمومم

بی دلبل از قفس کهنهء شب میترسم

بی دلیل از همهء تیرگی تلخ غروب

و چراغی که تو را ؛ از شب متروک دلم دور کند می ترسم

من صبورم اما

آه.. این بغض گران صبر نمی داند چیست

(دلنوشته های....سعید)
دیدگاه ها (۵)

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتم من بهار ...

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت..............................

.....؟

........؟؟؟؟

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

من صبورم اما به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط